شروط دعا کردن
اگر بخواهیم مثال امام ابن قیم را به سبک امروزی تشریح کنیم می گوییم : همانطور کسی که سلاحی بدست می گیرد باید خود سلاح کارا باشد بعد از آن، خود او نیز در تیراندازی مهارت داشته و هم چنین در برابر تیزاندازی اش مانعی موجود نباشد دعا کردن نیز همین گونه است.
قبل از هر چیز سلاح یعنی دعا بایست بی نقص باشد و برای این معنا دلیل زیر وارد است:
عن أبي سعيد رضي الله عنه أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: ”ما من مسلم يدعو الله بدعوةٍ ليس فيها إثمٌ ولا قطيعةُ رحم إلا أعطاه الله بها إحدى ثلاث: إما أن تعجل له دعوته، وإما أن يدخرها له في الآخرة، وإما أن يصرف عنه من السوء مثلها“. قالوا: إذاً نكثر. قال: ”الله أكثر“.[2]
ابوسعید رضی الله عنه می گوید: پیامبر خدا فرموده اند: هر مسلمانی که با دعایی که در آن گناه و دعا برای قطع صله رحم نباشد خداوند را به فریاد بخواند بدون شک خداوند یکی از این سه خیر را به او خواهد داد: یا دعایش را به زودی مستجاب می کند و عین حاجتش را برآورده می کند...یا آن را برای روز قیامتش ذخیره می کند....و یا اینکه بلائی مثل آن را از او دور می کند....اصحاب گفتند: اگر این طور است پس دعا زیاد می کنیم ...پیامبر فرمود: خداوند نیز زیاد می کند.( استجابت دعاهای شما را زیاد می کند یا خیر و عطایش را بر شما به فراوانی ارزانی می دارد)
در حدیث اشاره شده به اینکه دعا برای گناه و قطع صله رحم نباشد...دعا برای گناه مثال این است که بگوید: خدایا این دزدی را برایم سهل گردان....و دعای برای قطع صله رحم مثل این که بگوید: خدایا بین من و پدرم جدایی بیفکن.
شروط دعا
شرط در لغت به معنای علامت و نشانه است و اصطلاحا به چیزی می گویند که در نبودش، عدم چیز مشروط را الزام می کند اما وجودش، وجود مشروط را الزام نمی کند.[3]
مثلا طهارت شرط نماز است ( مشروط) یعنی اگر طهارت نباشد نماز نیز صحیح نیست اما اگر طهارت باشد لزومی ندارد که نمازی وجود داشته باشد.
دعا نیز شروطی دارد که بدون آنها دعا مستجاب نخواهد شد که به قرار زیر است:
1- شرط اول: اخلاص و آن عبارت است از پاک کردن دعا و عمل از هر آنچه که با آمیخته شده است و همه آن را تنها به خداوند مختص کند نه در آن شرکی باشد و نه برای ریاء و طلب شهرت باشد بلکه به رضای خداوند رغبت کند و امید به پاداش خداوند بسته و تنها ترس از عقاب او داشته باشد.
خداوند کریم ما را در کتاب خود به اخلاص امرکرده و می فرماید:
{قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُواْ وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}([4]). : بگو : پروردگارم ( همگان را در هر زمان و مكاني ) به دادگري فرمان داده است ، و ( دستور او ) اين ( است ) كه در هر عبادتي رو به خدا كنيد و از وي مخلصانه اطاعت نمائيد و او را صادقانه بپرستيد . خداوند همان گونه كه شما را در آغاز آفريده است ، ( به همان سادگي پس از مرگ شما را زنده ميكند و به سوي او ) برميگرديد .
{فَادْعُواْ اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ}([5]). : اكنون كه چنين است ، خدا را به فرياد بخوانيد و عبادت و طاعت را خاصّ او بدانيد ، هر چند كه كافران دوست نداشته باشند .
{أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَآءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ}([6]).
: هان ! تنها طاعت و عبادت خالصانه براي خدا است و بس . كساني كه جز خدا سرپرستان و ياوران ديگري را برميگيرند ( و بدانان تقرّب و توسّل ميجويند ، ميگويند : ) ما آنان را پرستش نميكنيم مگر بدان خاطر كه ما را به خداوند نزديك گردانند . خداوند روز قيامت ميان ايشان ( و مؤمنان ) درباره چيزي كه در آن اختلاف دارند داوري خواهد كرد . خداوند دروغگوي كفرپيشه را ( به سوي حق ) هدايت و رهنمود نميكند ( و او را با وجود كذب و كفر به درك و فهم حقيقت نائل نميگرداند ) .
عن عبد الله بن عباس رضي الله عنهما قال: كنت خلف النبي صلّى الله عليه وسلّم فقال: ”يا غُلامُ إني أُعلِّمك كلمات: احفظ الله يحفظْكَ، احفظِ الله تجدْهُ تُجاهك، إذا سألت فاسأل الله، وإذا استعنت فاستعن بالله ... “([7]).
عبدالله بن عباس رضي الله عنهما مي گوید: من پست سر پیامبر سوار بر مرکبی بودم که پیامبر فرمودند: ای فرزندم به تو سخنی را یاد می دهم ( آن را یاد بگیر): خداوند را حفظ کن خداوند تو را حفظ می کند هرگاه مسالتی داشتی از خداوند بخواه و هر گاه یاری خواستی از او یاری بخواه.
خواستن از خدا همان دعا کردن و رغبت به سوی اوست چنانکه خداوند می فرماید:
{وَسْـئَلُواْ اللَّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}([8]). : و طلب فضل او كنيد . بيگمان خداوند ( كاملاً ) آگاه از هر چيزي است .
2- شرط دوم: تبعیت و آن شرط تمامی عبادات است چنانکه خداوند می فرماید:
{قُلْ إِنَّمَآ أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَآ إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُواْ لِقَآءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحًا وَلا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا}([9]). : ( اي پيغمبر ! ) بگو : من فقط انساني همچون شما هستم ( و امتياز من اين است كه من پيغمبر خدايم و آنچه گفت : بگو ؛ ميگويم ) و به من وحي ميشود كه معبود شما يكي است و بس . پس هركس كه خواهان ديدار خداي خويش است ، بايد كه كار شايسته كند ، و در پرستش پروردگارش كسي را شريك نسازد .
عمل صالح آن عملی است که موافق شریعت خداوند بود و تنها برای خداوند صورت گرفته باشد. پس لازم است دعا وعمل خالصا برای خداوند بوده و موافق سنت پیامبر باشد.[10]
خداوند می فرماید: {وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ للَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ واتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً}([11]) : آئين چه كسي بهتر از آئين كسي است كه خالصانه خود را تسليم خدا كند ، در حالي كه نيكوكار باشد و از آئين راستين ابراهيم پيروي كند كه مخلص و حقّجو بود ( و وحدت ديني مسلمانان و يهوديان و مسيحيان در او به هم ميرسد ) و خداوند ابراهيم را به دوستي گرفته است ( و با خليل ناميدن او افتخارش بخشيده است ) .
تسليم كردن روی خود به خداوند( اسلم وجهه لله) یعنی نیت، دعا و عملش را برای خداوند خالص گرداند و احسان در دین( و هو محسن) یعنی از رسول اکرم و سنت او تبعیت کند.[12]
بر مسلمان لازم است که در تمامی اعمالش پیرو پیامبر باشد چرا که خدای تعالی فرموده است :
{لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُواْ اللَّهَ وَالْيَوْمَ الآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}([13]). : سرمشق و الگوي زيبائي در ( شيوه پندار و گفتار و كردار ) پيغمبر خدا براي شما است . براي كساني كه ( داراي سه ويژگي باشند : ) اميد به خدا داشته ، و جوياي قيامت باشند ، و خداي را بسيار ياد كنند .
{قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}([14]). : بگو : اگر خدا را دوست ميداريد ، از من پيروي كنيد تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشايد ، و خداوند آمرزنده مهربان است .
{وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}([15]). : از او( پیامبر اکرم) پيروي كنيد تا هدايت يابيد .
{قُلْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّواْ فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُواْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ}([16]). :
بگو : از خدا و از پيغمبر اطاعت كنيد ( اطاعت صادقانهاي كه اعمالتان بيانگر آن باشد ) . اگر سرپيچي كرديد و رويگردان شديد ، بر او ( كه محمّد و پيغمبر خدا است ) انجام چيزي واجب است كه بر دوش وي نهاده شده است ( و آن تبليغ رسالت است و از عهدهاش هم برآمده است و كار خود را كرده است ) و بر شما هم انجام چيزي واجب است كه بر دوش شما نهاده شده است ( كه اطاعت صادقانه و عبادات مخلصانه است ) امّا اگر از او اطاعت كنيد هدايت خواهيد يافت ( و به خير و سعادت جهان نائل ميگرديد . در هر حال ) بر پيغمبر چيزي جز ابلاغ روشن و تبليغ آشكار نيست ( و به وظيفه خود هم عمل كرده است ) .
شکی نیست عملی که بر اساس شریعت پیامبر نباشد باطل است چرا که عایشه رضی الله عنها می گوید: پیامبر خدا فرمودند: ”من أحدث في أمرنا هذا ما ليس منه فهو ردٌّ“.
: هر كس در دین ما امر تازه ای وارد کند که جزء دین نیست آن عمل مرفوض است.
3- شرط سوم : اعتماد به خداوند و یقین به اجابت اوست.[17]
از بزرگترین شروط مقبولیت دعا اعتماد به خداوند است و به اینکه باور داشته باشیم او بر هر چیزی تواناست چرا که او به هر چیزی که بگوید: بشو پس بلافاصله می شود.
خداوند می فرماید: {إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَآ أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ}([18]). : ما هرگاه چيزي را بخواهيم ( پديد آوريم ) كافي است كه ( خطاب ) بدان بگوئيم : باش ! پس فوراً ميشود.
{إِنَّمَآ أَمْرُهُ إِذَآ أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}([19]). : هر گاه خدا چيزي را بخواهد كه بشود ، كار او تنها اين است كه خطاب بدان بگويد : بشو ! و آن هم ميشود .
چیزی که اعتماد مسلمان را به خدای تبارک وتعالی مبنی بر اجابت دعایش بیشتر می کند این است که او می داند همه گنجینه خیرات و برکات در دست خداوند بخشنده است:
{وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَآئِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ}([20]). : و چيزي وجود ندارد مگر اين كه گنجينههاي آن در پيش ما است و جز به اندازه معيّن و مشخّصي ( كه حكمت ما اقتضاء كند ) آن را فرو نميفرستيم .
پیامبر صلی الله علیه و سلم در حدیث قدسی نقل می کند که خداوند تبارک و تعالی فرموده است:
”... يا عبادي لو أن أوَّلكم وآخركُم وإنسَكُم وجنَّكم قاموا في صعيدٍ واحدٍ فسألوني، فأعطيتُ كلَّ إنسانٍ مسألته، ما نقص ذلك مما عندي إلا كما يَنْقُصُ المِخْيَطُ إذا أُدخِلَ البَحْرَ“([21]).
: اي بندگانم اگر همه شما از اول تا آخرتان، اعم از انس و جن در یک دشت ایستاده و از من ( حاجات) خود را بخواهید من به هر انسانی حاجتش را عطا می کنم و این بخشیدن من چیزی از ( گنجینه هایم) را کم نمی کند همانطور که سوزن را در دریا اگر فرو کنند ( آیا چیزی از دریا کم می شود؟)
پیامبر صلى الله عليه وسلم در حدیثی دیگر می فرماید:
”يدُ الله ملأى لا يَغِضُها نَفَقةٌ سحّاءُالليلَ والنهارَ أرأيتُم ما أنفقَ مُذْ خلَقَ السماءَ والأرض فإنه لم يغِضْ ما في يده “([22]).
: دست خداوند لبریز است... باران بي وقفه ي انفاقش در شب و روز چیزی از آن کم نمی کند، به من بگویید آیا انفاق او از زمانی که آسمان و زمین را خلق نمود ( چیزی از ملک او کم کرده است؟) بی شک انفاق او از چیزی که در دست اوست کم نکرده است .
مسلمان زمانی که این را دانست بر او واجب است که رو به خدای متعال دعا کند و به اجابت آن یقین داشته باشد...ابوهریره می گوید پیامبر صلی الله علیه و سلم می فرماید:
”ادعوا الله وأنتم موقنون بالإجابة...“([23]) الحديث. : خدای تعالی را بخوانید در حالی که به اجابت آن یقین دارید....
از این جهت است که پیامبر خدا روشن کردند که دعای مسلمانی که به شروط عمل کرده و آداب را رعایت ساخته و از موانع دوری گزیده باشد مستجاب می کند .
”ما من مسلم يدعو الله بدعوة ليس فيها إثم ولا قطيعة رحم إلا أعطاه الله بها إحدى ثلاث“([24]) : هر مسلمانی که با دعایی که در آن گناه و دعا برای قطع صله رحم نباشد خداوند را به فریاد بخواند بدون شک خداوند یکی از سه خیر را به او خواهد داد.....
4- شرط چهارم: حضور قلب و داشتن خشوع و ابراز رغبت به آنچه از پاداش که در نزد خداوند است و هم چنین ترس از عذاب او ....
خداوند کریم زکریا و خانواده اش را مدح می کند و می فرماید: {وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ، فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُواْ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُواْ لَنَا خَاشِعِينَ}([25]).
: و زكريّا را ( ياد كن ) بدان گاه كه پروردگار خود را به فرياد خواند ( و گفت : ) پروردگارا ! مرا تنها مگذار ( و فرزندي به من عطاء كن كه در زندگي يار و ياور من و پس از مرگ برنامه تبليغ را پيگيري كند . البتّه اگر هم فرزندي وارث من نشد باكي نيست ، چرا كه ) تو بهترين وارثاني ( و باقي پس از فناي مردماني ) . ما دعاي او را برآورده ساختيم و ( با وجود بزرگی سن ، فرزندي به نام ) يحيي را بدو بخشيديم ، و ( براي حصول اين مقصود ) همسر ( نازاي ) او را برايش بايسته ( و در خور زاد و ولد ) كرديم ، آنان در انجام كارهاي نيك بر يكديگر سرعت ميگرفتند ، و در حالي كه چيزي ميخواستند يا از چيزي ميترسيدند ما را به فرياد ميخواندند ، ( و در وقت نيازمندي و بينيازي ، و بيماري و سلامت ، و خوشي و ناخوشي ، رو به آستانه ما ميكردند و ميان خوف و رجا ميزيستند ) و همواره خاشع و خاضع ما ميبودند .
مسلمان لازم است در دعایش حضور قلب داشته باشد و همانطور که ابن رجب فرموده است این شرط از بزرگترین شروط استجابت دعاست .[26] در حدیثی که امام تزمذی از ابوهریره رضی الله عنه روایت کرده آمده است که پیامبر می فرمایند:
”ادعوا الله وأنتم موقنون بالإجابة، واعلموا أن الله لا يستجيب دعاءً من قلب غافل لاهٍ“([27]). : خداوند را بخوانید ( دعا کنید) و یقین داشته باشید که او دعای شما را مستجاب می کند، و بدانید که خداوند دعا را از قلب غافل و مشغولیت دار قبول نمی کند.
خداوند به حضور قلب و خشوع در ذکر و دعا امر کرده است و می فرماید: : {وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ}([28]).
: پروردگارت را در دل خود ، با فروتني ( در برابر خدا ) و هراس ( از او ) و آهسته و آرام ، صبحگاهان و شامگاهان ياد كن ، و از زمره غافلان مباش .
5- شرط پنجم: عزم و جزم و جدیت در دعا کردن:
مسلمان هنگامیکه پروردگارش را می خواند با قطعیت و جدیت دعا می کند و به همين خاطر است که پیامبر خدا از آوردن استثنا در دعا نهی کرده اند و می فرماید:
”إذا دعا أحدكم فليعزم في الدعاء ولا يقلْ اللهم إن شئت فأعطني فإن الله لا مُسْتَكْرِهَ لهُ“([29]). وفي رواية: ”فإن الله لا مُكْرِهَ له“
:هر گاه یکی از شما دعا کرد در دعا عزم کند و با قطعیت خواسته خود را مطرح کند و نگوید: خدایا اگر خواستی به من عطا کن ( بلکه بگوید خدایا به من عطا کن) چرا که چیزی نیست خداوند را به سختی اندازد.
شرح حدیث این گونه است که :کسی به تعلیق مشیت احتیاج دارد که از انجام کاری به سختی افتد لذا خواسته را به صورت تعلیق به او عرضه می کنند تا بر او سخت نشود و خداوند توانا منزه از این نقص است.[30]
ابوهریره می گوید: رسول خدا فرمودند: ”لا يَقُولَنَّ أحدكم: اللهم اغفر لي إن شئت، اللهم ارحمني إن شئت، ولكن ليعزم المسألة وليُعظِّم الرغبة فإن الله لا يتعاظمُهُ شيءٌ إلا أعطاه“([31]).
: كسي از شما نگوید: خدایا اگر خواستی مرا ببخش یا خدایا اگر خواستی به من رحم کن...بلکه بر طلب حاجت خود عزم کند و با جدیت آن را بخواهد...و رغبت خود را به ( حاجت خود) بزرگ نشان دهد( یعنی بر آن اصرار داشته و تکرارش کند) چرا چیزی نیست که عطا کردنش برای الله تعالی سخت باشد.
ان شاء الله در قسمت بعدی به موانع استجابت دعا می پردازیم....خداوند همه ما را توفیق تحقق شروط دعا کردن کند. آمین
فرزاد
تذکر: در تهیه این مقاله و مقاله های مرتبط با موضوع دعا از کتاب " شروط الدعاء و موانع الاجابه فی ضوء الکتاب و السنه " اثر سعید بن علی بن وهف القحطانی استفاده می شود که احیانا بر آن مواردی افزوده و یا از آن کم شده است.
کپی از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است
7/8/89
[1] - الجواب الكافي لمن سأل عن الدواء الشافي للإمام ابن القيم رحمه الله تعالى ص36
[2] - رواه أحمد (3/18)، والحديث حسن.
[3] - الفوائد الجلية في المباحث الفرضية لسماحة الشيخ عبد العزيز بن عبد الله بن باز ص12
[10] - انظر: تفسير ابن كثير 3/109.
[12] - انظر: مدارج السالكين 2/90.
[17] - انظر: جامع العلوم والحكم 2/407 ومجموع فتاوى ابن باز جمع الطيار 1/258.
([22]) البخاري بلفظه عن أبي هريرة رضي الله عنه برقم 4684، ومسلم بنحوه برقم 993، والترمذي بلفظ: ”يمين الرحمن ملأى“ برقم 3045.
([23]) الترمذي 5/517 وحسنه الشيخ ناصر الدين الألباني، في الأحاديث الصحيحة برقم 594، وفي صحيح الترمذي برقم 2766، وأخرجه أحمد 2/177، والحاكم 1/493.
([24]) أحمد في المسند 3/18، وفي الترمذي عن جابر بن عبد الله برقم 3381، وعن عبادة بن الصامت برقم 3573، وحسنهما الألباني في صحيح الترمذي 3/140، 181.
[26] - جامع العلوم والحكم 2/403.
([27]) الترمذي برقم 3479، وله شاهد عند أحمد 2/177 من حديث عبد الله بن عمر ولكنه من طريق ابن لهيعة، والحديث حسنه الألباني في الأحاديث الصحيحة برقم 594، وفي صحيح سنن الترمذي برقم 2766.
[30] - فتح الباري 11/140 وشرح النووي 17/10.