مردی از دیار نیک نامان اورامان مرد صلح وآشتی استان کرمانشاه

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز            مرده ان است که نامش به نکویی نبرند

 

هورامان همیشه و همواره به مردان و زنان نیک نام و بلند آوازه اش مفتخر وسر فراز بوده وهست. همچون کوه های سربه فلک کشیده و راست قامتش وآبشارهای زیبا وچشمه ساران جوشانش مشاهیر مفاخرش نیز زبانزد خاص وعام اند.

استاد مرحوم حاج ملا محمد رشید محمودی امامی فرزند مرحوم کدخدا محمد صالح ازطایفه ی امامی یکی ازاین چهره های ماندگار در این دیار می باشد که به واسطه ی محرومیت زایدالوصف منطقه، تعین زادروزی وی به طور قطع مقدور نیست اما براساس اطلاعات خانواده اش به اقرب احتمال وی در حدود سال ۱۲۹۰ هجری شمسی در دروله ی امامی چشم به این فانی سرای گیتی نام گشود.رسم معمول در کردستان پس ازپایان هفت سالگی نزد روحانی محل وبا درس قرات قران کریم راه پر رمز وراز کسب معرفت ومعنویت را اغاز وبه شهادت عمر پربرکتش تا آخرین لحاظات پایانی عمر نیز بر آن وفادار و راست قامت متند. نخستین معلم ایشان استاد ملا محمد رشید یزدانبخشی که مرحوم عثمان بیگ امامی برای پیشنمازی عشیره امامی آورده بود نزد وی علاوه بر قران کریم برخی کتب مقدماتی را نیز فرا گرفت زان پس استاد به باینگان -از توابع شهرستان پاوه -عزیمت و در آنجا از استاد مرحوم ملا فتاح فرشیدی -مدرس و امام جمعه و جماعت باینگان - برخی کتاب های صرف و نحو را آموخت.

استاد به شیوه ی سلف صالح خود در کردستان به تلمیذ در یک منطقه و نزد یک استاد اکتفا نکرد از این رو حدود یک سال و نیم را نیز در پای درس استاد ملا حسین خانقاهی ، در روستای دوریسان- دهی نزدیک پاوه- کسب فیض کرد سپس عازم منطقه ی مریوان شد.در روستای کراوایه دول از روستاهای هورامان ژاورود- از عالم و زاهد بنام ، شیخ حسام الدین سراج الدین نقشبندی ، نامه ای گرفته و به واسطه ی آن به حلقه ی درس و محضر استاد شهیر ملا باقر بالک راه یافت و مدتی نیز درآن محفل و مدرسه ی معرفت و معنویت ذهن و ضمیر خود را پرورانید،مدتی نیز در سلک شاگردان استاد ملا حسین تفلی - تفلی دهی از توابع مریوان است - قرار گرفت و پس از آن به روستای وه لمانه مریوان رفت و در محضر استاد حاج سید بابا شیخ ئه لمانه علوم پایانی را به اتمام رساند، از هم شاگردی های مرحوم، ملا عبدالکریم کاکایی، یعقوب بیگ امامی ، محمد بیگ عثمان زاده،حسن محمدی، ملا عبدالکریم رادباره،ملا عبدالله زاهدی ،استاد سید حسین میر عبدولی، استاد سید سعید زمناکویی و استاد ملا علی جلالی زاده- پدر دکتر جلال جلالی زاده- بوده اند. سر انجام استاد مرحوم حاج ملا محمد رشید محمودی پس از چهارده سال و شش ماه تلاش و مجاهدت در راه کسب مشهد علم و زبور اخلاق از محضر مفتی وقت کردستان -به اخذ اجازه نامه رسمی افتاد و تدریس در فقه امام شافعی (رح) نایل آمد.

مسافر سالیان دور ودراز تحصیل اکنون با کوله  باری از دانش وتجربه به زا د بوم خویش یعنی روستای دروله ی امامی واقع در نوار مرزی کردستان ایران وکردستان عراق بازگشت وچون سلف صالحش بدون چشم داشت مادی سفریوعظ وارشاد جمعه و جماعت و نیز درس و مدرسه را برای مردم به شدت محروم منطقه گشود وسالیان متمادی مردم منطقه و دیگر مناطق نیز از محضرش بهره مند گردیدند. شایسته ی ذکر است که در آن منطقه ی محروم با پشتکار وجدیت توانست خدمات فرهنگی قابل توجهی عرضه بدارد در تعداد شاگردانش که برخی از آنان موفق به اخذ اجازه نامه انشا و تدریس گشته اند.

می توان به این بزرگان اشاره کرد:

۱)استاد ملا محمد امین محمودی - برادر کوچک استا و امام جمعه و جماعت فعلی شهر بانه وره

۲)استاد ملا احمد رحیمی - امام جمعه و جماعت فعلی روستای منصور آقایی۳)مرحوم استاد ملا احمد محمدی ۴)استاد حاج ملا محمود کریمی۵)مرحوم استاد ملا غفار میرانی۶)استاد ملا حکیم خسروی۷)استاد ملا محمد رمضانی۸)استاد ملا محمد تاوه گوزه ای ۹) استاد ملا محمدامین سهرابی امامی۱۰)استا ملا فاتح رستمی میرعبدولی ۱۱)ملا عبدالرحمان بهرامی ۱۲)ملا عزیز میرانی۱۳)ملا محمد میرانی ۱۴)ملا محسن کریمی۱۵)ملا عزیز محمودی ۱۶)نادر شاهرخی ۱۷)داود محمودی۱۸)ابراهیم محمودی۱۹)ادریس محمودی.

استاد به ورزش های سنتی به ویژه تیراندازی و اسب سواری بسیار علاقمند بود وی همچنین مردی حاضر جواب خوش مشرب ونکته سنج بود در عین حال بسیار صبور و قانع بود

از باب نکته سنجی

در اواخر عمر شریفش بر اثر حادثه ای دست راستش به سختی دچار شکستگی شد،جمعی از علمای منطقه که به عیادش آمده بودند از وی می پرسند:استاد با این درد چگونه کنار می آیی؟!خیلی آزارت میدهد؟!استاد در پاسخ فرمودند:یکی از حکام عادل و عالم ،از خادمش خواست یک کیلو خیار برایش بیاورد. چون خیارها آورده شدند حاکم خیاری برداشت و قسمتی را از آن خورد اما چون تلخ بود از خوردن بقیه امتناع کرده به خادمش گفت خودت همه را بخور . خادم که ماجرا را دانست بلافاصله همه ی خیارها را خورد. حاکم با تعجب پرسید:چگونه این همه خیار را خوردی؟! مگر تلخ نبودند؟!در جواب گفت: من این همه از دست شما شیرینی و نعمت دیده ام ، شرط انصاف نیست این یک مورد را پس دهم. این حکایت وضع حال من هم هست منی که از دست مهر خدای متعال این همه نعمت دیده ام نسزر که این درد را تحمل نکنم و اظهار بی تابی و ناراحتی نمایم.

استاد فرزانه حاج ملا محمد رشید محمودی مرد صلح و آشتی در استان کرمانشاه سر انجام پس از نیم ده تدریس و تبلیغ آیین محمدی (ص) در تاریخ۱۵/۱۲/۱۳۸۶ بار سفر بربست و دار فانی را وداع و به جاویدان سرای ّخرت رحل اقامت افکند.