سخن حکمت آمیزی هست که می گوید :« به اندازه ی هزار نفر، مرد باش اگر نتوانستی یک مرد باش، اما نیمه مرد نباش.»
برادران! چه بسیارند افرادی که در پیرامون ما اهداف بزرگی را به عهده گرفته اند. فلانی به اندازه ی هزار نفر ، فلانی به اندازه ی صد نفر و برخی نیمه مرد و برخی یک چهارم مرد و عده ای هیچ . پس ببین چه می خواهی باشی ؟
هنگامی که عمرو بن عاص نتوانست قلعه ی بابلیون را فتح کند، پیکی نزد عمر بن خطاب فرستاد و برای فتح مصر از او تقاضای چهار هزار سرباز نمود.عمر سه هزار نفر و یک نفر که به اندازه ی هزار نفر بود، فرستاد. او صحابی بزرگوار قعقاع بن عمرو بود. عمر گفت : به خدا سوگند که صدای قعقاع در جنگ بهتر از هزار سرباز است. جنگ آغاز شد و قلعه همچنان در برابر مسلمانان مقاومت می نمود.
در این هنگام قعقاع بن عمرو زیر قلعه ایستاد و با صدای بلند فریاد زد : « الله اکبر ! بارالها ! اسلام را عزت بده ! » و قلعه عقب نشینی کرد و مسلمانان وارد قلعه شدند و با صدای قعقاع پیروزی حاصل آمد تا مصداق این گفته ی عمر باشد : او به اندازه ی هزار نفر است .
هنگامی که در اواخر قرن هجدهم و اوائل قرن نوزدهم استعمار پا به سرزمین های ما گذاشت ، آنان اساس مردانگی را در مسلمانان یافتند و دریافتند که جوان مسلمان با ضعفی که دارد هنوز اهداف بزرگی را در سر می پروراند. دانستند که فقط با نقشه ای دوجانبه می توانند در دنیای عربی و اسلامی تسلط یابند: اوّل: گمراهی این جوانان ، دوم : زدودن و محو کردن فرهنگ گذشتگان از ذهنشان .
به همین خاطر جوانی را در خیابان می بینیم که مویش را تراشیده و زنجیر به دست دارد و آدامس به دهان راه می رود، به موسیقی گوش می دهد که چیزی از آن نمی فهمد و به گونه ای ناشایست برای دختران مزاحمت ایجاد می کند. همین طور برخی از دختران هیچ هم و غمی در زندگی جز پوشیدن لباس های تنگ برای ظاهر کردن اندام های بدنشان ندارند .
آنان اجدادشان عمر بن خطاب، خالد بن ولید، عثمان و علی رضی الله عنهم را از یاد برده اند، آنان تمام این ها را فراموش کردند، بنابراین عوامل فروپاشی شروع شد.
ای جوانان ! در پایان می خواهم به طور خلاصه بگویم که : هدفی برای زندگیت انتخاب کن. آن هدف را الله تعالی قرار بده .
توصیه می کنم پس از خواندن این مطالب به اتاقت بروی، کاغذ و قلمی برداری و اهدافت را در زندگی یادداشت کنی . درست نیست که زندگی کنی و بمیری بدون اینکه بدانی از زندگی چه می خواهی !
اهدافت را بنویس و در جهت تحقق بخشیدن آن ها از هیچ تلاش و کوششی فروگذار نکن. فراموش نکن که بزرگترین هدفت در زندگی آن است که پروردگارت ، آفریننده ی این زندگی را بشناسی و با پرداختن به زندگی عادی و روزمره در جهت کسب رضایتش به زندگی ادامه دهی.